من  کلمه ها و تعابیری که از نثرهای زیبای فارسی به قلم نویسندگان معاصر است را مطالعه می کنم و ان را در  دفتری یادداشت برمی دارم.این قسمت از شاهرخ مسکوب مطالبی آورده ام.

_تاریکی کویر پهن است.

_ بوته ها در سیاهی می جنبد.

_ باد جولان می دهد.

_ یک وهم خوفناک و مرموز بند هایش را باز می کند.

_ زیر پوست ترک دار زمین از ترس خالی می شود.

_ کویر تاریک بود شب انبوه.

_ تاریکی انگار به سختی و پری سنگ شده بود.

_ کجا بروند که در کویر فرو نروند.

_ شب برهنه بود از تنه خود رها شده بود.

_ شب ر نور فراروی ماه تنگ تر می شد.

 _باد سرگردان با نفس های خسته از کویر می امد تا در دامنه کوهی جایی پهن شود و به خاک بیفتد.