گستره ارتباطات کلامی در میان مردم در همه اعصار موضوعی قابل درک و توجه است.هر انسانی از نعمت زبان بهرمند است و می کوشد تا در روابط بین فردی به نحو مقتضی از آن بهره ببرد.

هر نوع گفتار و کلامی در وقت و زمان و موقعیت خود دارای ویژگی هایی است که این از قوه ادراک و تسلط ما بر بیانمان شکل می گیرد.

مثلا ارتباط کلامی به قول معروف کوچه بازاری.اگر سری به بازار ها و مشاغل سنتی بزنید حتما می توانید نمونه های جالبی از گفتار عامیانه به شیوه کاسبان را مشاهده کنید.

 

در این نوع از ارتباطات کلامی صمیمیت و استعاری بودن به شکل خاصی به چشم می خورد.غالبا کلمات به صورت ناقص و یا تشبیه ادا می شود.تا حد زیادی خالی از آداب وولی تعارفات بسیار است.

 

واژه هایی با مضامین بند مخلصو چاکر و از این دست نیز زیاد استفاده می شود.

هدف از این روزنوشت تحلیل و مقایسه ارتباطات کلامی نیست و نخواهد بود چرا که در حوزه ای خاص و در ظرفی بزرگتر و اجمالی خواهد گنجید.

نقطه ای که می خواستم از این منظر به آن ورود کنم عادت ها و تحت تاثیر قرار گرفتن انسان نسبت به محیط و اشیا است.

 

با ورود اینترنت در تعاملات و ارتباطات روزمره در جوامع بشری انسان به سمت یک تنهایی ناخواسته و انزوا کشیده شد.در واقع در جایی در مقابل تکنولوژی.چرا که هدف از این اختراع بشری اگر نزدیکتر کردن انسان ها در هر گوشه از کره خاکی به همدیگر برای پیوند دادن ارتباطات و به اشتراک گزاری عقاید و دست آوردهایش نبود پس براستی چه هدفی را دنبال می کرد.؟

 

یا مثلا در چرایی قدرت.چرا بشر برای نشان دادن قدرت و توان بازدارندگی اش به دنبال ماده انفجاری قدرتمندی مانند بمب اتم رفت.با اینکه می دانست هیچ وقت نمی تواند از آن استفاده کند و اگر استفاده کند حیاتش در خطر قرار می گیرد.

در طول حیات بشری اختراعاتی که ابتدا با هدف حل مسئله ای بوجود آمدند و بعد از آن معایبش هم آشکار شد کم نبوده و بعد از این هم خواهد بود.

حالا موضوع ای که تبدیل به بحران خواهد شد و هم اکنون زنگ خطر آن به صدا درامده انزوا و دربند قرار گرفتن انسان در فضای اینترنت است.

 

ست استیونز در تحقیقی که در مورد استفاده از داده ها و موضوعات سئوال بر انگیز و جستجو انسان در فضای اینترنت در کتاب همه دروغ می گویند نوشته ما به داده هایی که در هروز در فضای اینترنت تولید می شود دسترسی داریم و این مقدار به 5/2 میلیارد میلیون بایت داده می رسد.

این حجم از اطلاعات نشان می دهد که چندین برابر جمعیت کره زمین داده ها شامل نوشته عکس ویدئو در حال تولید و عرضه به مخاطبان فر رفته در گوشی های تلفن همراه و دستگاه های ارتباطی دیگر است.

 

انسان هروز چندین بار و هر بار مدتی طولانی زمان برای این دنیای صامت می گذارد.دنیای که تو را وا می دارد از دیگران فاصله بگیری از ارتباطات کلامی با نزدیکترین افراد در زندگی غافل شویم.خود را بنده و اینترنت را مستولی بر خود می یابیم.

نتیجه این اتفاق انواع بیماری های روانی مانند افسردگی و مشکلات خواب پرخاشگری و تقلید رفتار های ناهنجار خشن و خطرناک رواج دادن مصرف گرایی و زندگی به سبک تجملات طلاق و نارضایتی و انواع اتفاقات بد دیگر است.

 

البته می دانیم که این فضا ضرورت است و نمی توانیم وجودش را نادیده بگیریم.نیاز و ضرورت تا جایی است که ما را از هویت و ابزار تعقل و تصمیم دور نکند.به ما آسیب نرساند ما را منزوی نکند.

ریشه بیشتر گرفتاری های بشر امروز همین است که خود را در پشت تکس و ایموجی ها پنهان کرده و احساسات را با شکلک های گرافیکی به پدر و خانواده و دوستانش منتقل می کند نه با لبخندی که بر روی صورتش نشانده می شود و واژه دوستت دارم که از دهانش بیرون می اید.

 

بی شک نمی تواند هیچ ساخته ای و هیچ صدایی زیباتر و شنیدنی تر از صدای و آهنگ حرف های انسان از دهانش جاری می شود را بگیرد.

چیزی که به قیمت تهدید سلامتی بدست بیاید نه تنها ارزشمند نیست بلکه زیان بار است.

 

مهمترین خطر همان مستولی شدن این فضا بر مغز است.کشتن اراده و انتخاب و عواطف است.استفاده نادرست و بدون نتیجه از هر دست اوردی یک عقب گرد است.اگر اینترنت و پناه بردن به تلفن های همراه روحیه حس کار و اندیشه را در ما تضعیف می کند و خلق و خویی منزوی و افسرده می سازد این یعنی تضاد با خدمت تکنولوژی به بشر  .یعنی چیرگی بر انسان.