برند سازی در فضای دیجیتال بایدها و نبایدها

 

 

مقدمه

برند شخصی چیست؟

personal branding

تعاریف مختلفی از سوی صاحب نظران در مقاله ها و کتا بها آمده که برند شخصی اساسا مانند یک برند شرکتی است.به این مفهموم که پیامی که شما به دیگران انتقال می دهید که چه کسی هستید .چه کاری انجام می دهید.چرا باید با شما کار کنند وشما را استخدام کنند.

اگر شما یک نام مانند کوکا کولا و یا بنز نیستید شما نیاز به یک هویت مخصوص به خود دارید.کارفرمایان انتظار دارند شما را در فضای آنلاین جستجو کنند.اگر یک نویسنده آزاد هنرمند و یا وبلاگر هستید شما نماینده برند خودتان هستید.

به اعتقاد نویسنده ویلیام آروودا که در مجله فوربس آمده  است.داشتن یک حضور قوی در رسانه های اجتماعی یک مزیت برای رشد حرفه ای بلند مدت شما است.در یک نظر سنجی توسط پلت فرم استخدام 87% پاسخ دهندگان اهمیت زیادی برای برند های شخصی آنلاین قائل هستند.

لازمه ساخت یک برند چیست؟

?what we need a brand

آنتونی رابینز می گوید:مردم باید زمانی که به شما فکر می کنند یاد چه چیزی بیفتند؟

به عنوان مثال:وقتی به کوکا کولا فکر می کنید طراوت و رفع عطش اولین تصور ذهنی است.اگر طراح هستید باید نشانی از یک طرح ایده ال را در بسته بندی داشته باشید.ممکن است تخصص شما نوشتن ایمیل برای مشاغل آنلاین باشد که این نیاز به شناخت شما با جامعه هدفتان است.

بسیاری از مردم برای اینکه خودشان تنبل هستند و خودشان نمی خواهند کار سخت را انجام دهند نیاز به یک مربی دارند.طبق تحقیقاتی که در زمینه علم عصب شناسی صورت گرفته وقتی یک متخصص در مورد موضوعی صحبت می کند بخشی از مغز ما دچار کم تحرکی می شود.

 

 

 

آیا هدف از ایجاد برند ساخت یک هویت شغلی است؟

?do point of make brand is job identity

هدف از ایجاد یک برند فقط تقویت موقعیت شغلی نمی باشد.بنا بر تعبیری هرکسی نیاز دارد بر دیگران تاثیر گذار باشد باید حضور آنلاین داشته باشد.باید شروع به ساخت یک برند کند زیرا یکی از راه های تقویت شغل محسوب می شود.

راهه های توسعه و ساخت یک برند چیست؟

?what are the ways to develop and build a brand

در ساخت هر برند ی توجه به چند نکته مهم می تواند در شناخت و پیشبرد اهدا فتان مقید واقع شود.

طراحی ساده:

یک برند نیاز به یک هویت بصری ساده قابل فهم شامل اعداد نشانه و هر انچه مخاطب را با خود همراه کند.

پیام:

یک برند می  بایست حاوی پیامی روشن کوتاه و ساده به مخاطبان هدف داشته باشد.این پیام را می توان با جستجو کلید واژه های مرتبط در مشاغل هدف و رقبا یافت.

رنگ و تم:

یک برند می تواند ارتباط نزدیکی با رنگ ها و یک تم بخصوص داشته باشد.رنگ های برند ما می تواند همیشه یاد اور نقش ما را برای مخاطبان همیشه زنده نگاه دارد.

ابزارهای شناخت و رونمایی از برند چیست؟

?what are brand recognition tools

کلید واژه ها:

یکی مهمترین ابزارهای توسعه و معرفی برند وب سایت ها هستند.این راه ارتباطی ساده  ارزان از گذشته تا به امروز نقش مهمی در توسعه و معرفی برند داشته اند.

کلید واژه ها به عنوان هسته اصلی برند نقش مهمی دارند.به عنوان مثال اگر می خواهید در میان دیگران در موتور های جستجو دیده شوید می بایست کلمات مرتبط با برند تان را جستجو کنید.استفاده از کلمات مرتبط با برند شما میتواند ترافیک سایت شما را بالا ببرد.

اگر حرفه شما مرتبط با عکاسی است می توانید با جستجو وتایپ کلمه عکاسی به صفحه نشنال جئوگرافی وارد شوید.و موضوعاتی که بیشتر در مقالات و محتوا این سایت ها بازخورد داشته را شما در محتوای خود به کار ببرید.

برند و محتوا

برند ها در دنیای امروز توسط میزبانان ارئه محتوا مانند اپلیکیشن های موبایلی به دو دسته تقسیم می شوند.

دسته اول :برند بر اساس هویت شخصی

دسته دوم:برند بر اساس هویت مجموعه ای بیزینسی

دسته اول:در این دسته مخاطبان عام و مردم قرار می گیرند.این نوع از پروفایل های به معرفی شخص  در قالب مرتبط با هنر علایق و سلایق آن قرار می گیرد.شخص می تواند با کمترین هزینه به جامعه هدف معرفی شود.

جامعه هدف در این دست بندی خانواده دوستان و گروه های مرتبط با علایق شخص می باشد.

شخص می تواند با مدتی حضور فعال در فضای اینترنت آسیب ها و علاقمندی خود را بیازماید.تجربیات خود را به اشتراک بگذارد.محتوای مناسبی برای معرفی خود عرضه کند.کسب و کارهای خرد بر مبنای یک یا چند نفر مدیر نیز در این دسته قرار می گیرند.

دسته دوم:

این نوع از برند های مبتنی بر فضای وب و تجارت انلاین حوزه وسیع تری را شامل میشود.تقریبا تمامی برند های مطرح دنیا کار در فضای وب و مارکتینگ را جدی و حائز اهمیت می دانند.

این دسته شامل تولید کنندگان مواد غذایی پوشاک صنعت و کشاورزی بخش خدمات شرکت های حمل ونقل می باشد.

در این دسته نیز تولید محتوای جذاب حضور فعالانه و مداوم و استفاده از لوگو و تم های جذاب و منحصر بفرد اهمیت زیادی در انتخاب و دنبال کنندگان خواهد داشت.

کارشناس مسئول تولید محتوا

در دنیای امروز استفاده از نیروهای مطلع با توانایی های بلقوه در تولید محتوا نقش به سزایی را ایفا می کنند .اهمیت آن به حدی است که امروزه کارشناسان مرتبط در حوزه تولید محتوا توسط مجریان بکار گرفته می شود.

وب سایت:

یکی از معتبرترین و قدیم ترین ارتباط افراد و تجارت آنلاین براساس صفحات وب شکل گرفت.امروزه طراحان و متخصصین مرتبط سعی می کنند تا متناسب با هویت آن سایت های جذاب و مفیدی برای مخاطبینشان طراحی کنند.

اینستاگرام:

یکی از پرمخاطب ترین اپلیکیشن های مبتنی بر سیستم عامل های گوشی همراه است.از ویژگی های این فضا برای معرفی برند جذابیت های متنوع در اشتراک عکس ویدئو و محتوای متن است.امروزه بیشتر شرکت ها و اشخاص از این فضا برای ارتباط و اثر گذاری جذاب بر مخاطبان استفاده می کنند.

از مهمترین ابزارهای مبتنی بر ارائه محتوا می توان به فیس بوک توئیتر و تلگرام اشاره کرد.

نتیجه گیری:

دنیای امروز و آیندگان دنیایی بر اساس ارتباطات آنلاین است.این همکاری دو سویه ارزان و کم خطر تر است.مرز و اندازه ای برای پیمایش ندارد و هر لحظه میتواند شکل جدیدی به خود بگیرد.جوامع امروز به سمت مصرف گرایی در حرکت اند.اعتبار و ارزش یک برند چه شخص محور و یا سازمان محور بر اساس حضور در فضای اینترنت سنجیده می شود.برند سازی بر اساس محتوای دیجیتال بیش از همیشه ضرورت خواهد داشت.

 

 

 

 

 

درمقدمه مقاله سعی دارم تا به چند سوال مهم بپردازم:

1-چرا در مواجه با بحران های زیست محیطی و بلایا طبیعی که امکان پیش بینی وکنترل ان میسر است ما تا این اندازه بی تفاوت شده ایم؟

2- نادیده انگاشتن حقوق دیگران به عنوان انسانی که در یک جامعه کلیه ارتباطات و پیوستگی های اجتماعی و اقتصادی ما در گروه ارتباط با دیگر انسان هاست زنگ خطری برای ما نیست؟

3-آیا در بحران هایی که نیاز به اتحاد و هم بستگی میان انسان هاست ما می توانیکم نقش خودمان را به عنوان یک جزئی از ان جامعه نادیده بگیریم؟

4-آیا ریشه چنین بحران هایی مانند ویروس کرونا در جوامعی مانند ما تنها کمبودها و سو مدیریت است و تنها نقش حاکمیت را باید به عنوان مجری مسئول دانست ؟

و سوال هایی از این دست موضوعاتی بود که در این دوران سخت و بحرانی ذهن من را درگیر ساخته بود.و تلاش کردم تا با اندک دانشم پاسخ هایی برایشان بیابم و به گونه ای ریشه یابی کنم.

در ابتدا باید در دو دسته بندی توضیحات خود را ارائه دهم.
1-موضوع فرهنگ
2-نقش مدیریت و نظارت فرد در خودمراقبتی و توجه به دیگران

بدون شک ارزشمند ترین گوهر زندگی در جوامع جان و زندگی انسان است.انسان در طول قرن ها همواره تلاش داشته با بدست گرفتن همه ظرفیت ها و امکانات خود کنترل طبیعت را تا جای مکان در دست بگیرید تاخود و منابع وزندگی اش را در برابر خطرات محیطی جنگ و طبیعت در امان نگاه دارد.همه ما به عنوان اجزای یک جامعه نقش مهمی در تحقق چنین هدفی داریم.

چرا که لازم و ملزومه هر تحول و پیشرفتی حضور انسان ها در یک جامعه سالم و پرنشاط برای خلق ایده ها و به سود رساندن یکدیگر در فعالیت های اجتماعی اقتصادی و از این دست هست . قطعا همه ما از نیازهای اجتماعی و اقتصادی خود با خبریم تصور اینکه روزی بدون گذران نیازهای ضروری خود از جمله غذا برای زنده ماندن پوشاک برای پوشانیدنمان و مکانی برای سر پناه و محافظت در برابر خطرات سر کردن دلهره آور و دهشتناک خواهد بود.

هر انسانی بنا بر استعداد ها و توانایی های خود بخشی از بار تامین این نیازها را در قالب مشاغل متعدد به دوش می کشد. لازمه ادای مسئولیت ها در جامعه و موفق شدن در این امر وجود بسترهای مختلفی  است.از جمله امنیت اقتصادی امنیت روانی و اجتماعی فرد در خانواده و بخصوص در جامعه است.

بخشی از تامین چنین نیاز هایی از طریق اعمال قانون و مقررات و تعریف پروتکل ها ویا به دیگر تعبیری تبعیت از هنجارهای اجتماعی از سوی مسئول قانون گذار و مجری به عنوان اهرم نظارت بر اجرای آن انجام می گیرد. اما بخش مهم آن از سوی مردم شکل گرفته و به اجرا در می اید.اینجاست که موضوع فرهنگ بیش از همیشه خود می نمایاند .و خود را به عنوان اهرم بزرگی در دست مردم برای غلبه بر بحران هایی که بخش زیادی از آن درنوع برخورد ما با چنین مشکلاتی خلاصه می شود که نوعی آزمون برای ما است.

تا به اینجا نقش مردم و قانون را برای هرکدام به یک میزان متصورم .زیرا در جوامعی که قانون و مقررات نتواند نیازها و مطالبات به حق مردم را پاسخگو باشد باید به دنبال گره ها بود. باید ریشه اشکالات کار را که ممکن است مواجه مردم را در برابر مشکلات و بحران ها آسیب پذیر و یا قانون گریز می کند یافت.این همکاری دو سویه است مردم اگر نیازها و اشکالات را بدانند و متذکر شوند .مردم خودشان در حل آنها عاجز باشند باید از نهاد مسئول پاسخ خواست .زیرا در تلنباری و بی توجهی آنها گره ها و روزنه ها و نقاط امید کور می شود و دیگر راه به جایی نخواهد برد.

یک جامعه پیشرفت نمی کند اگر مردم نسبت به یکدیگر بخل نورزند. به حقوق همدیگر احنرام بگذارند .آنچه برای خود می پسندند برای دیگران نیز بپسندند.اینها جملاتی است که بارها شنیده ایم و چقدر با حال این روزها و در بحران هایی چنین می تواند ما را به فکر وادارد رمز و راز آن تنها بازگشت به خویشتن انسان است.ما زاده شده ایم تا برای یکدیگر و در خدمت به یکدیگر باشیم به یکدیگر سود برسانیم .تا همدیگر را سر شار از زندگی سازیم .زایده چنین طرز عملی پیشرفت جامعه و بیرون آمدن و فائق شدن بر بحران ها با کمترین آسیب به جان و مال و اقتصادمان خواهد بود.

اگر هر بحرانی در جامعه هزاران ضرر برای جان و مال انسان در پی داشته باشد. اما یک حسن دارد و آن چیزی نیست جز شناسایی ضعف ها اصولا سازمان ها و در اندازه بزرگ آن جوامع جایی آزموده می شوند که خود را رودررو با بحران ها می بینند.اگر تا پیش از این ما از زمین خوردن ادمی روی سنگ فرش پیاده رو ناراحت نمی شدیم و یا بی تفاوت می گذشتیم ضعف بزرگی اشته ایم.

اگر سازمانی نیاز به داوطلبانی برای اهدای خون به عده ای از بیماران نیازمند بوده و ما بی تفاوت بودیم این ضعف بزرگی است.
اگر با بی توجهی به سرعت مطمئن در جاده به حیوانی برخورد کرده و آن را زیر گرفته و به یاری و درمانش نپرداختیم ما ضعف بزرگی داریم.اگر سرانه مطالعه در ایران بسیار ناامید کننده است و نتوانستیم مطالعه و دانش مان را در همه زمینه ها رشد دهیم دچار خسران بزرگی شده ایم.

اینها و دهها نمونه از این موارد می تواند سر نخی باشد برای مواجه ما در برابر یک بحرانی که نیاز به اجماع و همبستگی گسترده دارد آیا ما در همه این مثال هایی که مطرح شد سربلند و پیروز بوده ایم. اگر چنین بوده قطعا ما به عنوان یک انسان به عنوان جزئی از این جامعه وظیفه و مسئولیت خود را به انجام رسانده ایم.

البته نه میتوان و نه انصاف است که نقاط و راه های مثبتی که رفته ایم را ندید و یا گمرنگ دید. بودند و هستند مردمانی که همیشه رعایت کردند . به شهرشان و کشورشان بدون چشم داشتی خدمت رسانده اند .هر آنچه در توان داشته و حتی بیش از آن در این راه تقدیم کرده اند ونیکو نیست که بیرون از گود ایستاد و نگرانی ها و ضعف ها را هم ندید. ترافیک و شلوغی شهرها و عدم آرامش نسبی در محیط کار تعهدات معوقع مانده در تعاملات اقتصادی و تجاری مان حمایت های کم و یا ناکافی از بخش های آسیب پذیر جامعه اشاره کرد.

نتیجه گیری:

 

حلقه اتصال مردم و قانون در جوامع توجه به نیازهای یکدیگردر سایه تعامل میان مردم و نهاد های قانون گذار است. زنجیره ای که گسستن آن در برابر هیچ تهدید و تقصیری امکان پذیر نخواهد بود.