زندگی یک معامله است .

همه ما ثروتمندیم هستیم.

همه ما دارای ثروتی هستیم که دانسته یا ندانسته داریم ان را خرج می کنیم .می پرسید چطور برایتان می گویم؟در دنیا اگر گوهری گرانتر و بزرگتر یافتید قطعا نمی تواند بزرگتر زمان باشد.انسان در طول روز 24 ساعت زمان دارد که می شود 1020 دقیقه .یک مثال ساده میزنم دانشجویی که در طول سال از غذای سلف دانشگاه استفاده می کند باید هر ماه و یا هر ترم تحصیلی هزینه ای بابت شارژ آن کارت بپردازد او دارد هزینه می کند تا در قبالش غذا در یافت کند.همین دقائقی که در حال نگارش این مطالبم لذت یک خواب صبحگاهی را بر خود حرام کردم چرا ؟چون صبح را با مقاله ای از پیتر دراکر آغاز کردم که مثال هایی از پایبندی آدم ها در اهدافشان زده بود به نمونه هایی از هزینه زمان.پس من هم هزینه ای پرداختم .من در طول 13 یا 14 سال گذشته بطور متوسط روزی یکساعت ورزش کردم و تلاش کردم از یک ادم با داشتن اندام لاغر و ضعیف به فردی با بدنی عضلانی و قوی تبدیل شوم حالا بیشتر از همیشه کیفیت مواد غذایی که مصرف می کنم را می دانم ساعتی که بهترین زمان برای رسیدن به بیشترین بازدهی است را می دانم در دو مسابقه حرفه ای خودم را آزمودم و تجاربم را در اختیار کسانی که تازه مشغول به ورزش می شوند را بی کم و کاست می گذارم.

خوب چه شد که این نتایج برای من حاصل شد قطعا شما هم در همان یک ساعت های من در کار دیگرو یا آموزش دیگری در این کره خاکی مشغول بوده اید و تجاربتان در آن مورد بیشتر از من بوده است.که سعادت بزرگی است چرا که مهم این است وقتی به گذشته نگاه کنید این احساس را دارید که زمانی که هزینه کردید تلف نشده است.البته اوضاع همیشه همین قدر هم خوب نبوده همه ما زمانی  هایی هم داشته ایم که در اوج داشتن انرژی ولی حالا که به عقب بازگردیم می بینیم که آنچنان مفید نبوده است.باید متذکر شوم که بیشتر ما دارائی ها را تنها پول و اجسام و تصورات قابل دیدن و لمس کردن می بینیم و خود را از درک چگونگی داشته های اصلی و ارزشمندمان محروم می کنیم.

زندگی ما مانند یک ساعت شنی است روزها و ساعت هایش شبیه دانه های شنی اند که از گذرباریکه تنگی عبور می کنند و دیگر دستمان بهشان نمیرسد.زمان هدیه ارزشمندی است که از خالق بزرگ به همه ما داده شده گاهی این زمان به دست خودمان کوتاهتر طی می شود و گاهی باید کوتاهتر باشد و گاهی بیشتر.بارها این جمله را شنیده این و گفتن دوباره اش از زیبائیش نمی کاهد این وقت فقط و فقط برای توست و نه هیچ کس دیگر پس آن را برای تائید دیگران صرف نکن.

 

 

حالا که به  معقوله زمان نگاه جدی تری پیدا کردیم می توانیم سوال ساده ای از خود بپرسیم.من چگونه دارم زمان می گذرانم؟با درک عمیق مفهموم زمان و نقش پر اهمیت آن در زندگی اتفاقات مثبتی برای ما ایجاد می شود.چرا که در طول حیات بشری بزرگترین اتفاقها و دست آوردهای بشری از همین گرامی داشتن زمان شکل گرفته است.زمان یک خمیر مایه است لازم و ضروری این انسان است که این گوهر ناب را باید شکل دهد و مانند اسبی وحشی آنرا رام کند و در چنگ بگیرد.یکی از بزرگترین خیانت های بشر به خودش تلف کردن زمان است.

 

تقریبا همه می توانند در هر کاری موفق باشند به شرطی که متوقف نباشند همواره و در هر جهت در ان مسیر برای بهتر از دیگران بون بکوشند.ما فقط برای بهتر بودن بدنیا نیامده ایم این بهترین بودن است که آمال ماست.ساعت شنی ما در حال کار است وباز نمی ایستد ما در میان دو رویداد مرگ و تولد که دو هردویشان هیچ نقشی نداشته ایم قرار گرفته ایم پس باید از آنچه به ما بخشیده شده را همچون گوهری ارج بنهیم و در بهره بردن از آن بکوشیم.

قطعا من و همه ما زمان های تلف شده زیادی داشته ایم که دیگر نیستند .معلمان . استادانی داشته ایم که درست و یا نادرست در انتقال مفاهیم درست زندگی به ما کوتاهی داشته اند در زمانه ای که می بایست برای درهم گرفتن حق و حقوقت و حتی شناخت بنیادی ترین نیازهایت خودت بکوشی و چیزی آسان و سهل در اختیارمان نیست .ژان پل سارتره نویسنده فرانسوی می گوید:ولنگاری تن آسایی و سستی خطایی نابخشودنی است.آنجا که مفهموم دانشجو به میان می آید صرفا حفظ معانی و لغات برای پرکردن برگه های سئوالات نیست اگر اینگونه بود که تفاوت میان انسان و ماشین چیست؟برتری انسان به تفکرش است به دانستنش به اینکه انسان اشرف و قدرت است بر هرچیز و هر کس برتر است چون برتر آفریده شد است.

انسان ذاتا موجود ثروتمندی است.قدرت تفکر ذهن جستجوگر و میل خواستن است که او را برتری می بخشد.همه ثروت های بزرگی که به ما بخشیده شده و پر ارج تر از همه زمان است.خوشا به حال آنان که زمان در قلمروشان است وآن را به هیچ نمی فروشند.بدترین اتفاق برای بشر آن است که فکر کند اگر او نبود چرخه دنیا لنگ نمی ماند و اگر او هست مفید نیست.ما همه در یک چرخه منظم برای نیل به اهداف و زندگی قرار گرفته ایم که میتوانیم به یکدیگر و به بشریت به دنیا سود برسانیم .ایم کم کاری ماست که نبوغ و ما را می کشد و احساس حقارت را افروخته می کند.